طلاق, مهریه

وکیل طلاق مهریه

تصویر وکیل طلاق مهریه

وکیل طلاق مهریه در جامعه ما وظیفه بسیار بزرگی و نقش بسیار مهمی دارد. اگر بخواهیم بیشتر با اهمیت این نقش آشنا شویم باید بدانیم که در جامعه ما مهریه و ازدواج دو موضوع هستند که پیوسته در کنار یکدیگر عنوان می شوند و هر گاه موضوع ازدواج است اشاره ای به به مهریه نیز می شود. البته در صورتی که زوجین به هر دلیل بخواهند از یکدیگر جدا شوند یا بعبارتی طلاق بگیرند نیز موضوع مهریه دوباره عنوان می شود.

وکیل طلاق مهریه کیست؟

وکیل طلاق مهریه همان طور که از نامش پیداست از سه واژه وکیل، طلاق و مهریه تشکیل شده است. در نتیجه برای اینکه به طور دقیق بدانیم وکیل طلاق مهریه دارای چه مفهومی است و چه وظایفی دارد می بایست با مفاهیم وکیل، طلاق و مهریه بیشتر آشنا شویم.

وکیل به شخصی گفته می شود که از جانب افراد دیگر (حقیقی یا حقوقی) به موجب عقد وکالت به منظور انجام کاری مامور شده باشد. وکالت در قانون مدنی ایران در ماده 656 تعریف شده است. طبق این تعریف می توان گفت وکالت عقد یا پیمانی است که در آن فردی توسط فرد دیگر به عنوان نایب و جانشین تعیین می شود. فردی که نایب است وکیل و فردی که برای خود نایب انتخاب کرده است موکل می باشد.

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و رابطه زناشویی است. زمانی که هر یک از زوجین بخواهند از یکدیگر جدا شوند می بایست تکلیف یک سری مسایل مربوط به زندگی مشترک را مشخص نمایند. موضوعاتی که باید تکلیف آنها مشخص شود، موضوعاتی از قبیل مهریه، نفقه، حضانت و مواردی از این دست می باشند. وکیل طلاق مهریه می بایست از تمامی قوانین مربوط به مهریه اطلاع داشته باشد و با توجه به شرایط هر شخص بتواند بهترین راه را پیشنهاد دهد.

همانطور که می دانید طلاق به معنی پایان زندگی مشترک زناشویی به صورت قانونی است. در حقیقت طلاق سندی است که در آن جدایی زن و مرد و اتمام زندگی مشترک آن ها در آن قید شده است.

در ادامه‌ سلسله مباحث مشاوره حقوقی خانواده به وظایف وکیل طلاق مهریه و در ادامه آن به تشریح وظایف این وکیل تخصصی که زیر مجموعه وکیل خانواده می‌باشد خواهیم پرداخت. در نهایت سعی می کنیم تا اطلاعات جامعی به دست مخاطبین برسد.

مجموعه وکیل پرس در حوزه‌ وکالت بصورت تخصصی فعالیت می‌نماید و در این راستا از حضور وکلای متخصص در بخش های متنوع وکیل خانواده بهره می‌برد.

برخی از حوزه‌های تخصصی وکالت ما در حوزه طلاق بشرح زیر می‌باشد.

وکیل خانواده

وکیل طلاق

وکیل طلاق حضانت

وکیل طلاق توافقی

وکیل طلاق مهریه

وکیل طلاق نفقه

وکیل طلاق اجرت المثل

 

به منظور آشنایی با وکیل طلاق و همچنین وظایفی که یک وکیل طلاق باید داشته باشد توصیه می‌کنیم مقاله وکیل طلاق را نیز مطالعه نمایید.

 

در این مقاله که موضوع آن وکیل طلاق مهریه می باشد، سعی بر این است تا با ارایه مشاوره حقوقی مناسب در حوزه مهریه، تلاش کند زوجین و مخصوصا خانم ها به  حقوق خود در این موضوع مهم اشراف پیدا کرده و از همسران خویش در صورت نیاز مطالبه‌ای بر حسب قانون داشته باشند.

چنانچه زوجه به حق و حقوق خود واقف باشد، آنگاه همکاران ما که به عنوان وکیل طلاق مهریه در کنار ایشان قرار می گیرند می‌توانند با درک متقابل، پرونده را با سرعت، دقت و کیفیت بهتری به پیش برده و احقاق حق نمایند. لذا خواهشمند است مطالب زیر را با دقت مطالعه نمایید.

برای اینکه شناخت نسبتا خوبی از وکیل طلاق مهریه داشته باشیم بهتر است ابتدا اطلاعاتی در مورد مهریه و انواع آن داشته باشیم. حقوقی قانون مدنی کشور ما تعریفی از مهریه ننموده است اما در حالت کلی می توان گفت مهریه عبارت است از مالی که زوج برای نکاح، به زوجه تملیک می‌نماید. در صورتی که یک مرد زنی را به نکاح خود درآورد و خانه معینی را مهر او قرار دهد، در اصطلاح مهریه‌ای برای او در نظر گرفته است.

در حقیقت مهریه توافق و یا پیمانی است که زوجین با یکدیگر می بندند که در آن زوج مقید می شود میزان مالی را به زوجه پرداخت نماید. این مهریه در دو حالت بوده که با عناوینی مانند عندالمطالبه و عندالاستطاعه می باشد. نحوه مطالبه مهریه نیز از دو طریق می باشد که زوجه از دو طریق می تواند نسبت به مطالبه مهریه اقدام کند.

  • مطالبه مهریه از طریق دادگاه ویژه خانواده
  • مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت

در این جا باید به این نکته توجه شود که مهریه تا ۱۱۰ عدد سکه مشمول محکومیت های مالی است و چنانچه زوجه بخواهد مازاد بر ۱۱۰ عدد سکه را مطالبه نماید باید ملائت زوج را به اثبات برساند.

انواع مهریه

همه ما با واژه مهریه آشنا هستیم و از جمله موضوعاتی است که در جامعه ما بخصوص در زمان ازدواج و طلاق در میان زوجین و اطرافیانشان بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. مهریه انواع متعددی دارد که هر کدام از آن ها شامل قوانین و مقررات متعددی می باشد. یک وکیل طلاق مهریه باید بتواند به تمامی این قوانین آگاه باشد تا بتواند اطلاعات جامعی را در اختیار افراد و زوجین قرار دهد. در ادامه انواع مهریه ذکر شده و در مورد هر کدام توضیحاتی اده شده است.

  • مهرالمثل
  • مهرالسنه
  • مهرالمتعه

تصویر انواع مهریه

مهرالمثل

از نظر وکیل طلاق مهریه، هرگاه در نکاح دائم مهریه ذکر نگردد و یا حتی عدم مهریه شرط شود نکاح دائم صحیح خواهد بود. ولی طرفین می توانند بعد از عقد، مهریه را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهریه معین بین آنها نزدیکی شود، زوج مستحق مهرالمثل است. در تعیین مهرالمثل، وضعیت زن را از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات او نسبت به اقران و اقارب و عرف محل در نظر می گیرند. هرگاه مهر المسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. و اگر زن جاهل به فساد نکاح باشد و بین او و زوج نزدیکی صورت گرفته باشد، زن مستحق مهرالمثل است.

مهر السنه

مهر السنه، مهری است که در قوانین اسلام آمده است، و از نظر فقهاء شرعا مستحب مهرالنه است مهریه زنان به میزان مهر السته باشد و مهر السته دویست و شصت و دو مثقال و نیم سکه نقره است و به وزن صرافی که از قرار مثقالی 15 ریال جمعا 3937/5 ریال می شود و مرحوم امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله ج 2 کتاب النکاح مسأله 12 مهر السته را پانصد درهم ذکر می‌کند.

مهرالمتعه

هرگاه در عقد نکاح، مهر المسمی تعیین نشده باشد و یا عدم مهر شرط شده باشد، و شوهر قبل از مواقعه و تراضی به مهر و یا تعیین مهر، زن خود را طلاق بدهد، و نیز اگر کسی را برای تعیین مهر انتخاب کنند، قبل از تعیین مهریه فوت نماید، و مواقعه ای نیز صورت نگرفته باشد، مهرالمتعه تعیین می گردد. برای تعیین مهرالمتعه حال مرد را از نظر فقر و غنا در نظر می گیرند. بهمین سبب قبل از اقدام به امر مقدس ازدواج، نسبت به گرفتن مشاوره حقوقی مهریه اقدام نمایید که در مسیر زندگی مشترک دیگر نیازی به وکیل مهریه و یا خدایی ناکرده نیازی به وکیل طلاق مهریه نباشد.

از نظر وکیل طلاق مهریه، هرگاه در نکاح دائم مهریه ذکر نگردد و یا حتی عدم مهریه شرط شود، نکاح دائم صحیح خواهد بود، ولی طرفین می توانند بعد از عقد مهریه را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهریه معین، بین آنها نزدیکی شود، زوج مستحق مهرالمثل است.

در تعیین مهرالمثل، وضعیت زن را از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات او نسبت به اقران و اقارب و عرف محل در نظر میگیرند. هرگاه مهر المسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. و اگر زن جاهل به فساد نکاح باشد و بین او و زوج نزدیکی صورت گرفته باشد، زن مستحق مهرالمثل است.

شرایط مهریه

مهریه باید دارای شرایطی باشد که در ادامه به این شرایط اشاره شده است.

  1. مالیت داشته باشد.
  2. قابل تملک باشد.
  3. منفعت مشروع داشته باشد.
  4. معین و معلوم باشد.
  5. قدرت بر تسلیم آن باشد تا مهریه صحیح و درست باشد.

هرگاه یکی از شرایط مذکور موجود نباشد، مهریه باطل خواهد بود، ولی این باطل بودن تاثیری بر وضعیت نکاح نخواهد داشت.

 

از آنجا که موضوع طلاق یکی از مهمترین موضوعات در زندگی است پیشنهاد می کنیم مقاله مشاوره حقوقی طلاق را مطالعه نمایید.

 

توصیه های وکیل طلاق در مورد مهر المسمی

وکیل طلاق3

وضعیت مهر در مورد طلاق به اعتبار نزدیکی جنسی بین زوجین و عدم آن متفاوت است. با اینکه زن به مجرد عقد مالک تمام مهر می شود ولی تا نزدیکی واقع نشود، مالکیت او نسبت به نصف دیگر مهر متزلزل است و در صورتی ملکیت تمام مهر مستقر خواهد شد که نزدیکی واقع می‌شود و هرگاه قبل از نزدیکی طلاق واقع شود، مالکیت زن نسبت به نصف مهر از میان خواهد رفت و به شوهر بر می گردد.

ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی در همین رابطه می گوید هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد، حق دارد مازاد از نصف را عینا یا مثلا با قیمت استرداد کند. یعنی هرگاه مهر در عقد معین شود، در اثر عقد زن مالک تمام مهر می شود، خواه عین معین باشد یا منفعت، حق باشد یا عمل، و می‌تواند هرگونه تصرفی در آن بنماید ولی مالکیت نسبت به نصف مهر ثابت است و نسبت به نصف دیگر متزلزل می باشد که به وسیله نزدیکی جنسی بین زوجین تثبیت می گردد.

قابل برگشت بودن نصف مهر در اثر طلاق مانع از تصرف زن در مهر نیست. برخلاف مالکیت مشتری در بیع شرط، که نمی تواند در بیع تصرفی که منافی خیار بایع باشد بنماید. ماده ۴۶۰ قانون مدنی بیانگر این حقیقت است، علت این امر آن است که ازدواج یک عقد مالی محسوب نمی شود تا تمام شرایط یک عقد مالی بر او بار شود. بنابراین هرگاه شوهر زن را قبل از نزدیکی مطلقه سازد، نصف مهر در صورت پرداخت به زن به شوهر عودت می یابد و اگر پرداخت نشده باشد، شوهر موظف است نصف آن را به زن پرداخت کند و در صورتی که شوهر صغیر و معسر باشد و نکاح بوسیله ولی بعمل آمده باشد ولی ضامن مهر می باشد و هرگاه شوهر پس از بلوغ و قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، شوهر باید نصف مهر زن را پرداخت کند و از ولی خود می تواند نصف مهر پرداختی را دریافت کند: این نظر اجماع فقهای امامیه است و بنابراین اگر مهر وجه نقد باشد و هنوز پرداخت نشده باشد، نصف آن از ذمه شوهر ساقط می شود و اگر پرداخت شده باشد، شوهر حق دارد نصف آنرا استرداد نماید.

مجموعه وکیل پرس خرسند خواهد شد که هموطنان عزیز هرگز نیازی به رجوع به دادگاه خانواده و گرفتن وکیل طلاق مهریه نداشته باشند.

تذکرات مهمی که مشاوره و وکیل طلاق مهریه در هنگام طلاق به شما عزیزان دارد بسیار مهم و بشرح زیر است:

مهر هنگام طلاق یا در ملکیت زن باقی است یا باقی نیست. هر یک از این دو مورد را بطور مستقل مورد بررسی قرار می دهیم.

هنگام طلاق مهر در ملکیت زن باقی است

هرگاه عین معینی مهر قرار داده شود و هنگام طلاق در ملکیت زن باقی باشد با وقوع طلاق قبل از نزدیکی نصف مشاع آن به شوهر تعلق می گیرد و مالکیت زن نسبت به آن زایل می شود. آنچه که در مهر عینی مورد بحث قرار می گیرد و جای بررسی دارد، این است که نمائات مهر در مدت بین زمان عقد تا تاریخ طلاق به چه کسی تعلق می گیرد؟ برای روشن شدن این مسئله ابتدا معنای لغوی نمائات و تعریفی از آن ارائه می دهیم و بعد وارد بحث اصلی می شویم.

نماء از ریشه نمو است و در اصطلاح حقوقی افزایش مادی یا معنوی است که در مال پیدا می شود نمائات حاصله از عین معین بر دو قسم است:

  • نمائات متصله
  • نمائات منفصله

نمائات منفصله

نمائاتی هستند که وجود مستقلی را دارا می باشند و از اصل مال جدا می شوند مانند: نتایج حیوانات، میوه درختان باغ. نمائات منفصله که در مدت زوجیت در مهر حاصل شده است، به زن تعلق می گیرد، زیرا زن به مجرد عقد مالک مهر می شود و این نمائات در ملک او پدید آمده است و ماده ۳۳ قانون مدنی در همین رابطه می گوید: نماء و محصولی که از زمین حاصل می شود مال مالک زمین است چه به نحوی خود روئیده باشد یا به واسطه عملیات مالک مگر اینکه نمائات حاصل از اصله یا حبه غیرحاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود اگر چه بدون رضای صاحب زمین کاشته شده باشد.

وکیل طلاق1

ماده ۳۴ قانون مدنی می گوید: «نتاج حیوانات در ملکیت، تابع مادر است و هر کس مالک مادر باشد، مالک نتاج آن هم خواهدشد». بنابراین شوهر در صورت طلاق با توجه به اطلاق ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی فقط شوهر را مستحق نصف مهر دانسته و حتی نسبت به نمائات نخواهد داشت و همه این منافع و نمائات مال زن محسوب می شود.

توصیه موکد دین مبین اسلام بر ادامه زندگی و بخشش زوجین نسبت به هم می باشد. در این صورت چه نیازی به وکیل طلاق مهریه خواهد بود؟.

از آنجا که در موضوع طلاق تمایل زوجین به حداقل رساندن ضررهای روحی و مالی است توصیه می کنیم مقاله طلاق توافقی را مطالعه نمایید.

نمائات متصله

در حالیکه نمائات متصله دارای وجود مستقلی نیستند و نمی توان آنرا از اصل مال جدا کرد مانند چاقی حیوان یا تعلیم یافتن او برای مسابقه.

فقهای امامیه در این امر دارای دو نظریه می باشند، شیخ در مبسوط و عده ای که از نظریه او پیروی نموده اند بر آنند که هر وضعیتی که مهر در زمان طلاق پیدا کرده است، شوهر مالک نصف مشاع آن می گردد. بنابراین نصف مشاع از نمائات متصله متعلق به شوهر خواهد بود اگر چه در مالکیت زن حاصل شده باشد، عده ای دیگر از فقهای امامیه بر این اعتقادند که زن به مقدار قیمت نصف عین مهر در زمان عقد نکاح، مدیون شوهر خود می گردد و باید به او بپردازد». قول مشهور فقهای امامیه بر این نظر است که نمائات متصل اعم از اینکه ناشی از عمل زن باشد مانند اینکه پارچه ای را رنگ کند یا در اثر عمل او نباشد مانند اینکه حیوانی بطور طبیعی رشد کند، به هر حال نمائات حاصله متعلق به زن است و او اختیار دارد نصف عین یا نصف قیمت مهر را بدون نمائات آن به مرد بدهد و شوهر نمی تواند او را مجبور به دادن نصف عین کند».

در صورتی که ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی این اختیار و حق را به مرد داده است که «.. مازاد از نصف را عینا یا مثلا با قیمت استرداد کند». بنظر می رسد که این نظر با روح ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی سازگارتر و قابل قبول تر باشد و در همین رابطه دکتر کاتوزیان می گوید: «مرد می تواند نصف مهر را تملک کند و نیمی از ارزش افزوده ناشی از نمائات متصل را به زن پرداخت نماید».

سئوال دیگری که قابل طرح است این است که: شاید در این مدت یعنی فاصله بین عقد و طلاق ارزش مهر افزایش یافته و این افزایش یا ناشی از عمل زن است یا ناشی از بالا رفتن سطح قیمت در بازار در هر دو صورت وضعیت نصف مهر در طلاق قبل از نزدیکی چه می شود؟ و افزایش قیمت به چه کسی تعلق می گیرد؟

هرگاه مهر زن مال معینی باشد، و زن مال معینی بدان اضافه کند، بطور مثال زمینی که هیچ گونه درختی ندارد و یا در آن ساختمان وجود ندارد بعنوان مهر زن قرار گرفته و زن در این مدت در آن درختکاری و ساختمان سازی نموده، در این صورت مالی که بوسیله زن افزوده شده متعلق به زن خواهد بود و شوهر نمی تواند مالکیت نصف آنرا در اثر طلاق اخذ نماید، زیرا شوهر فقط مالک نصف آن زمین خالی می باشد، نه مالک نصف زمین و آنچه که بوسیله زن اضافه شده است. شوهر نمی تواند از زن خسارتی را به جهت کاشتن درخت یا خراب کردن با مطالبه نماید. چون در زمان کاشتن درخت یا ساختن ساختمان زن، مالک بوده و تصرف او هم مالکانه و با اجازه قانون بوده است لیکن شوهر نمی تواند او را مجبور به خراب کردن یا قلع و قم نماید زیرا زن در حکم غاصب نیست تا بتوان او را مجبور به این عمل نمود، اما شوهر می تواند برای بقاء بنا و درخت روی زمین خود، از او (زن) اجرت المثل زمین را مطالبه کند بنابراین در صورتی که زن درخت یا ساختمان خود را روی زمین شوهر باقی گذارد، باید به او اجرت المثل پرداخت نماید مگر اینکه به نحو دیگری توافق کنند.

هرگاه مهر در نتیجه تغییر وضع و شکل در اثر تصرفات زن افزایش بها پیدا کند بطور مثال اگر زمین ناهموار و سنگلاخ مورد مهر باشد و زمین فوق بوسیله زن هموار گردد و سنگهای آن برچیده شود در این صورت زن مستحق نصف افزایش قیمتی است که در نتیجه عمل او حاصل شده است. ماده ۲۸۸ قانون مدنی در همین رابطه می گوید: «اگر مالک بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهدبود»، بنابراین هرگاه ارزش مهر در اثر عمل زن افزایش یابد، در طلاق قبل از نزدیکی، زن مستحق نصف افزایش قیمت مهر که به شوهر برگردانده می شود، هست.

وکیل مهریه برای طلاق

هرگاه ارزش مهر در اثر ترقی سطح قیمت در بازار باشد، در این صورت زن حقی نسبت به افزایش قیمت نصف مهر نخواهد داشت چون شوهر در نتیجه طلاق مالک نصف آن می باشد حتی اگر قیمت آن بالا رود یا اینکه تنزل کرده باشد. در صورت تنزل هم شوهر نمی تواند، از زن مبلغ کاهش یافته را دریافت کند، اما اگر این کاهش در اثر عیب وارده از طرف زن باشد، شوهر می تواند نصف عین معیوب و ارش آن را از زن بخواهد چون عیب مهر به منزله تلف جزء است که زن ضامن آن می باشد.

 هرگاه مهر از طرف زن تلف شود یا آنرا به شخصی فروخته باشد در صورت طلاق قبل از نزدیکی شهر مستحه مثل یا قیمت آن می شود. آنچه که در مورد مهر زن در اثر طلاق قبل از نزدیکی گفته شده مربوط به مال عینی بود که موضوع مهر قرار داده می شود اما گاهی مهر منفعت است در اینصورت هرگاه شوهر زن را قبل از نزدیکی طلاق دهد، وضعیت مهر چگونه است؟

در صورتیکه منفعت مالی، مهر واقع شود و زن از آن منفعت استفاده نکند و به دیگری هم واگذار ننموده باشد در اثر طلاق قبل از نزدیکی نصف آن منفعت به مالکیت شوهر عودت می یابد. اما چگونه؟ و اگر زن خود تمام منفعت مورد مهر را استفاده کرده باشد و یا به دیگری واگذار کرده باشد وضعیت حقوقی نصف مهر متعلق به شوهر چیست؟! هرگاه زن خود از منفعت آن مال که مورد مهر واقع شده است بطور کامل استفاده کرده باشد باید نصف آن منفعت را به شوهر برگرداند و اگر زن آنرا به دیگری واگذار کرده باشد، در کل مدتی که در اختیار دیگری بوده مرد می تواند اجرت المثل نصف آن را از زن دریافت کند چون در آن موقع تصرف زن تصرف مالکانه بوده و می توانسته هرگونه دخل و تصرفی در آن را داشته باشد.

هرگاه عملی، مهر زن قرار داده شود و هنوز عمل انجام نشده و شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، باید عمل مورد نظر را انجام دهد و اجرت نصف آن عمل را از زن دریافت کند. بطور مثال با مردی کشیدن نقشه یک ساختمان را مهر زن خود قرار می دهد و قبل از نزدیکی او را مطلقه می کند، در اینجا مرد باید نقشه ساختمان را برای زن بکشد و نصف اجرت یک نقشه ساختمان را از او دریافت کند ولی اگر عمل قابل تجزیه باشد مرد می تواند نصف آن عمل را انجام دهد، بطور مثال: مردی مسطح کردن زمینی را مهر زن خود قرار می دهد و قبل از نزدیکی به جهتی از جهات زن را مطلقه می نماید، در این صورت مرد می تواند نصف آن زمین موردنظر را مسطح کند و مابقی آنرا مسطح نکند. در این امر فرق نمی کند شوهر خود شخصا آن تعهد را انجام دهد یا اینکه به دیگران واگذار کند وضعیت حقوقی آن چگونه است؟

وکیل مهریه برای طلاق2

هرگاه حقی موضوع مهر قرار داده شود و شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد وضعیت حقوقی آن چگونه است؟

در اینصورت اگر شوهر قبل از پرداخت مهر، زن خود را طلاق دهد، نصف آن ساقط می شود و نصف دیگر را باید پرداخت کند، اگر حق مزبور طلب شوهر از شخص ثالت باشد که شوهر آنرا مهر زن خود قرار داده است، در صورت طلاق قبل از نزدیکی، نصف طلب شخص ثالث به شوهر منتقل می شود و اگر زن آن را دریافت کرده باشد، باید نصف آن را به شوهر مسترد دارد و اگر حق عینی مانند: حق مجری، حق انتفاع یا حق ارتفاع مهر قرار داده شده باشد و شوهر زن را قبل از نزدیکی طلاق دهد شوهر در نصف آن شریک می گردد، بنابراین هرگاه شوهر زن خود را قبل از نزدیکی مطلقه کند و مهر در ملکیت زن باشد، شوهر مستحق نصف مهر می گردد و در هر صورت زن باید نصف مهر را به او برگرداند.

یکی از وظایفی که مرد یا زوج برعهده دارد این است که در زمان زناشویی بفکر آینده و آتیه ی همسر خود باشد و مهریه زوجه را تمام و کمال پرداخت نماید. و نگذارد حرمت ها شکسته شده و زوجه ناچار به گرفتن حق خود از طریق مراجعه به وکیل طلاق مهریه باشد.

هنگام طلاق، مهر در ملکیت زن خارج شده باشد

هرگاه مهر عین خارجی بوده و در زمان طلاق به جهتی از جهات در ملکیت زن موجود نباشد، شوهر طبق ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی مستحق نصف آن بصورت عینی یا مثلی و یا قیمی خواهد بود بدین معنی که هرگاه عین موضوع مهر، در ملکیت زن نباشد و از اموال مثلی باشد، زن باید نصف مثل آنرا به شوهر پس بدهد و هرگاه از اموال قیمی باشد، باید نصف قیمت آنرا پس از طلاق به شوهر پرداخت کند.

تقویم نصف مهر بدین گونه است که نصف مهر بطور مشاع مورد ارزیابی قرار گیرد و اگر عین در ملکیت زن باقی بود، نصف مشاع آن به شوهر مسترد شود و اگر عین مهر در ملکیت زن نبوده و مثل آن نیز پیدا نمی شود، زن نزدیکترین چیز به نصف مشاع را که قیمت آن است به شوهر پرداخت می کند. بعضی از حقوقدانان بر این اعتقادند که هرگاه عین مهر در ملکیت زن موجود نباشد، در اثر طلاق زن قبل از نزدیکی، زن متعهد به پرداخت نصف قیمت مهر می گردد، زیرا حق شوهر نصف مهر می باشد و مهر پس از آنکه تلف گردید یا از طرف زن مصرف شد، بدل نصف آنرا از قیمت باید به شوهر بازگرداند.

اختلاف بین حقوقدانان در مورد بالا فقط از نظر علمی نیست، بلکه نتیجه عملی نیز در بر دارد. زیرا قیمت یک شی کامل، بیش از دو برابر قیمت نصف مشاع آن می باشد، علت این امر آنست که از آنجایی شرکت با تسلط شریک در مال مشاع ملازمه دارد، نقصی در قیمت آن ایجاد می نماید، بدین جهت نصف مشاع از شیء کمتر از نصف قیمت آن شیء است، ظاهر ماده نظریه اول را تأیید می نماید که قیمت نصف مشاع باشد. بعضی برآنند که «هرگاه عین مهر قبل از طلاق به دیگری منتقل شده باشد، می توان بین انتقال به وجه لازم و انتقال به وجه غیر لازم فرق گذاشت. اگر انتقال به وجه لازم یعنی بموجب قرارداد لازم و غیرقابل فسخ باشد، در حکم تلف است و نصف مثل با نصف قیمت باید به شوهر داده شود. اما اگر به وجه غیر لازم باشد، چنانکه انتقال به موجب معامله ای باشد که زن بتواند آنرا فسخ کند، فقهای بزرگ امامیه مانند صاحب جواهر و مسالک بر این اعتقادند که زن مخیر خواهد بود قرارداد را فسخ و نصف عین را برگرداند یا نصف مثل یا نصف قیمت را به شوهر بپردازد».

حال با مطالعه این مقاله دریافتید که بحث مهریه امری بسیار تخصصی می باشد که فقط در صلاحیت وکیل طلاق مهریه و یا وکیل مهریه و یا مشاوره حقوقی مهریه به فراخور پرونده و موضوع می باشد.

توضیح این نکته ضروری ست که چنانچه زن و شوهر یک زندگی مسالمت آمیز و خوبی دارند، برای گرفتن مهریه توسط زن، نیاز به وکیل طلاق مهریه نیست. و فقط کافی ست که با مشاوره حقوقی مهریه مجموعه ی ما تماس حاصل کرده و مشاوره رایگان تلفنی دریافت نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *